سيد على تهرانى
22
ز مهر افروخته ( فارسى )
ژ - يكى از اطرافيان آية اللّه قاضى نقل مىكند : « روزى با ايشان به سمت منزلش مىرفتيم . به سر كوى ايشان كه رسيديم ، مشاهده كرديم كه صاحب خانه ، اثاث مرحوم قاضى را به كوچه ريخته است . آية اللّه قاضى به محض ديدن آن صحنه فرمود : « خدا گمان كرده كه ما هم آدميم كه با ما چنين معامله مىكند ! » اين كلام آية اللّه قاضى اشاره به احاديثى است كه بلاهاى دنيا را دليل ايمان شخص و محبّت حقتعالى به او مىداند . چنانكه حضرت امام باقرالعلوم عليه السّلام مىفرمايند : « يبتلى المرء على قدر حبّه « 1 » : انسان به اندازهء دوستىاش ( با خدا ) به بلا گرفتار مىشود ، و حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : « ما أحبّ اللّه قوما إلّا ابتلاهم « 2 » : خداوند هيچ گروهى را دوست نگرفت مگر آنكه آنان را به بلا گرفتار ساخت . » س - استاد امجد : آية اللّه قاضى تمام شبى را در سجده گفته بود : « حسن ! حسن ! . . . » و شاگردان ايشان جرأت نمىكردند سرّ و علّت آن عمل و ورد را از ايشان بپرسند ، امّا يكى از شاگردان قديمى ايشان ، مرحوم آية اللّه على محمّد بروجردى ، مىگفت : « من لر بودم ( ! ) » از اين رو دل به دريا زده و از ايشان پرسيدم : " آن سجده و ذكر براى چه بود ؟ " فرمودند : " ديشب خداوند پسرى به من داد كه نامش را حسن نهادم و ديدم خيلى تسليم است ؛ گفتم من هم آنقدر حسن ، حسن بگويم تا مثل حسن تسليم شوم . » ش - همان : آية اللّه قاضى شبهاى جمعه تا صبح در حرم سيّد الشهدا عليه السّلام مىايستاد و هيچ چيز نمىگفت ! ( نه زيارتى و نه . . . ) و تنها « تماشا » مىكرد ! ص - آية اللّه مصباح : علّامه طباطبائى : مرحوم قاضى مىفرمود : « من هرچه دارم از قرآن و زيارت سيد الشهدا عليه السّلام است . » ض - همه شاگردان به مقصد رسيدهء آية اللّه قاضى نسبت به ايشان خضوع و خشوع خاصى داشتند و دارند . حضرت آيةاللّه بهجت - دام ظلّه - به سه تن از استادان خويش
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 236 . ( 2 ) . همان ، ج 67 ، صص 207 و 240 .